۱۴۰۴/۱۰/۲۸
در پی سرکوب خونین اعتراضهای جاری در ایران، جعفر پناهی، فیلمساز سرشناس ایرانی و برندۀ نخل طلای جشنوارۀ سینمایی کن، در گفتگویی با روزنامۀ فرانسوی لیبراسیون، با اشاره به «کشتار بیسابقه مردم توسط حکومت» اسلامی ایران، میگوید جمهوری اسلامی عملاً علیه مردم خود اعلان جنگ داده است
جعفر پناهی که این روزها در لسآنجلس بهسر میبرد و همزمان کارزار تبلیغاتی فیلم تازهاش را برای جوایز اسکار دنبال میکند، میگوید اخبار و تصاویر رسیده از ایران او را در «شوک مطلق» فرو بردهاند. به گفتۀ او، روایتهایی که بهتدریج از داخل کشور منتشر میشوند، ابعاد سرکوب اعتراضهای روزهای هشتم تا دوازدهم ژانویه را آشکارتر کردهاند که بنا بر برخی برآوردها هزاران کشته برجای گذاشته است.
پناهی دربارۀ نخستین مواجههاش با تصاویر سرکوب میگوید زمانی که عازم مراسم گلدن گلوب بود، مترجمش از او خواست پیش از مراسم ویدئویی را که از ایران رسیده بود تماشا نکند. اما او اصرار کرد و با تصاویری از انبوه اجساد انباشتهشده مقابل سردخانۀ کهریزک روبرو شد. او می گوید : با دیدن این تصاویر «دیگر نمیتوانستم نفس بکشم. تا چهلوهشت ساعت باورم نمیشد که چنین کاری کرده باشند.»
پناهی میافزاید : اگرچه قطع اینترنت از همان روزهای نخست، نشانهای از اعمال خشونت بود، اما هرگز تصور نمیکرد که سرکوب تا این حد گسترده و با استفاده از «سلاحهای جنگی» علیه معترضان صلحجو صورت بگیرد. به گفتۀ پناهی، «این فقط سرکوب نیست، این اعلان جنگ به مردم خود است»
اینبار هدف، کشتن بود
این فیلمساز باسابقه که سالها با محدودیت، بازداشت و ممنوعیت کار در ایران روبرو بوده، تأکید میکند که جمهوری اسلامی پیشتر نیز دست به کشتار زده بود، اما نه با چنین شدتی. «در گذشته هدف این بود که مردم را بترسانند، متفرق کنند یا بازداشت کنند. اینبار هدف، کشتن بود.» او میگوید نیروهای امنیتی نه برای پراکندن جمعیت، بلکه برای مسدود کردن مسیر معترضان و تیراندازی مستقیم وارد عمل شدند.
پناهی خواستار بررسی حقوقی این وقایع شده و میپرسد : آیا این کشتار میتواند در چارچوب حقوق بینالملل، بهعنوان «جنایت جنگی» بررسی شود یا نه. به گفتۀ او، با گذشت زمان، ابعاد واقعی آنچه در ایران رخ داده روشنتر خواهد شد.
جعفر پناهی که پیشتر اعلام کرده بود که پس از پایان کارزار اسکار به ایران بازخواهد گشت، تأکید میکند که همچنان بر این تصمیم خود پایبند است. او گفته است : «ایران کشور من است. اگر ما نرویم، یعنی پذیرفتهایم کشور را به اینها واگذار کنیم. این ما نیستیم که باید برویم، این آنها هستند که باید بروند.»
پناهی در پاسخ به پرسشی درباره شکاف عمیق میان حامیان حکومت و معترضان، میگوید فیلم «یک تصادف ساده» با امید به پایان چرخه خشونت ساخته شده بود. اما پس از این کشتار گسترده، چشمانداز آینده را «تیرهتر و خطرناکتر» میبیند. او میپرسد : آیا پس از چنین خشونتی، جامعه خواهد توانست فراموش کند و ببخشد، یا اینکه نگاه خوشبینانۀ او در فیلمش بیش از حد آرمانی بوده است.
با این حال، او تأکید میکند که این وقایع دو پیام روشن دارند: نخست اینکه رژیم به بنبست رسیده، مشروعیت خود را از دست داده و تنها ابزارش خشونت عریان است؛ و دوم اینکه مردم ایران با ایستادن در برابر گلولههای واقعی، بهروشنی اعلام کردهاند که دیگر این حکومت را نمیخواهند.
جعفر پناهی میگوید هنرمندان، هر جا که امکانش را داشته باشند، وظیفه دارند صدای مردم خود باشند. «من هم بخشی از همین مردمم. آنها در خیابانها فریاد آزادی سر میدهند و من هم باید حرف بزنم.»
او یادآور میشود که زمانی بسیاری از ایرانیان، از جمله خود او، به اصلاحپذیری نظام امید داشتند، اما این دوره به پایان رسیده است. به گفتۀ پناهی، هنرمند نباید در کنار قدرت بایستد، بلکه باید در کنار مردم بماند و خواستههای آنان را بازتاب دهد.
در پاسخ به پرسشی درباره انتظاراتش از جامعۀ جهانی و به ویژه رئیسجمهوری آمریکا، دونالد ترامپ، پناهی میگوید : خواست مشخصی از یک فرد ندارد، بلکه از جامعۀ جهانی میخواهد در کنار مردم ایران بایستد. «ایران آزاد به نفع همه خواهد بود.» او همچنین آرزو میکند که ایرانیان تبعیدی بتوانند به کشور بازگردند تا بازسازی ایران در فضایی امن و بدون ترس آغاز شود.
پناهی در پایان، از پویایی سینمای مستقل ایران با وجود محدودیتها سخن میگوید. به گفتۀ او، زمانی که سینمای زیرزمینی را آغاز کرد، بسیاری تصور میکردند این جریان دوام نخواهد آورد، اما امروز فیلمهای مستقل متعددی بدون مجوز ساخته میشود. او نسبت به استعداد نسل جوان ابراز امیدواری میکند و میگوید مطمئن است نسل آینده فیلمسازان ایران از نسل او هم بهتر خواهد بود. «بدون امید نمیتوان زندگی کرد»، جعفر پناهی در پایان تأکید میکند که با وجود همۀ تاریکیها، همچنان به آیندۀ ایران امیدوار است.