اینترنشنال ۱۴۰۴/۱۱/۸
یک معترض دزفولی که در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه در این شهر حضور داشته و اکنون زندگی مخفی دارد، در گفتوگو با ایراناینترنشنال با اشاره به شمار بالای معترضان در خیابان میگوید یگان اصلی سرکوب در دزفول سپاهی بودند و بیش از ۲۰۰ نفر از شهروندان را با شلیک مستقیم یا تیر خلاص کشتند.
این روایت یکی از معترضان جوان اهل دزفول و شاهد عینی مقاومت مردم و سرکوب خونین آنان در این شهر است که میگوید مردم دزفول «در شامگاه جمعه شاهد جنایتی بودند که با کلمات نمیتوانم برای شما توضیح دهم».
به گفته او، مردم زیادی از زن و مرد و دختر و پسر، پنجشنبه ۱۸ دیماه در دزفول از ساعت هشت شب وارد خیابانها شدند و با توجه به گستردگی جمعیت، ماموران کنترل خیابانها را از دست دادند: «بعد از نیم ساعت درگیری تن به تن با نیروهای سرکوب، فراریشان دادیم و همه خیابانهای شهر دست مردم بود. جمعیتی که آمده بود بیسابقه بود.»
او میگوید همه خیابانهای اصلی دزفول در محله سیاهپوشان در مرکز شهر، کوی مدرس در شرق، زیباشهر در شمال و منطقه پشت نمازجمعه در جنوب و خیابان خمینی که خیابان اصلی شهر است، در روز پنجشنبه سرشار از جمعیت معترضان بود و «نیروهای سرکوب جرات ماندن مقابل مردم را نداشتند».
این معترض جوان میگوید شعارها بیشتر در حمایت از «شاهزاده» بود و مردم شعار میدادند «این آخرین نبرده/ پهلوی برمیگرده»، «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر خامنهای» و «نه غزه نه لبنان/ جانم فدای ایران».
به گفته او، پنجشنبه تظاهرات تا ساعت ۱۱ شب ادامه داشت و مردم در بیشتر جاها کمکم خودشان متفرق شدند و رفتند.
او در ادامه میگوید پنجشنبه در جاهایی که تیراندازی شد، بیشتر ساچمهای و گاز اشکآور بود اما در این شب دستکم یک نفر هم جان باخت: «تا جایی که من اطلاع دارم، محمد ارقش از اقوام سعید اسماعیلی، کشتیگیر قهرمان المپیک، مقابل پایگاه بسیج محله سیاهپوشان کشته شد. یک بسیجی به نام مجید شیخ لیوسی از پشتبام پایگاه به او شلیک کرد. چند نفر هم همانجا زخمی شدند.»
جمعه، خون به پا شد!
بر اساس روایت این شاهد عینی، جمعه ۱۹ دیماه در دزفول هم همچون سایر شهرهای ایران که درگیر اعتراضات بودند، ماموران سرکوب تا جایی که توانستند آدم کشتند.
به گفته این معترض دزفولی، اگرچه فراخوان برای ساعت هشت شب بود، ماموران سرکوب از ساعت پنج بعدازظهر در خیابانها و معابری که شب پنجشنبه محل تجمع مردم بود، مستقر شده بودند: «نیروهایی که مستقر شده بودند، شب قبل در خیابان نبودند. اینها نیروی زمینی سپاه پاسداران بودند که لباس فرم نظامی به تن داشتند و نقابدار بودند. همه کلاشنیکف دستشان بود و با تویوتاهای سفید هایلوکس جابهجا میشدند. علاوه بر این، بالای بیشتر ساختمانهای بلند هم تکتیرانداز مستقر کرده بودند که فقط به سر بچهها شلیک میکردند.»
به گفته این شاهد عینی، با جمع شدن مردم، تیراندازیها شروع شد. شب جمعه چهارراه قاضی در محله سیاهپوشان که عمده ساکنان آن بختیاری هستند، یکی از کانونهای اصلی مقاومت مردم و کشتار آنان بود: «درگیری و کشتار اصلی سر چهار راه قاضی بود. یک ساختمان بلند چندطبقه سر این چهارراه است که تا جایی که من دیدم، چهار تکتیرانداز مسلح به قناصه از بالای آن به مردم شلیک میکردند. آنها فقط به سر مردم میزدند.»
او با اشاره به شدت تیراندازی در این منطقه و تشبیه آن به میدان جنگ میگوید: «صدای تیراندازی زیاد بود و احساس میکردی میدان جنگ است. حس میکردی ۵۰۰ اسلحه با هم رگباری شلیک میکنند.»
او میگوید نیروهای داخل خیابان هم بهصورت رگباری و کور به مردم شلیک میکردند: «من آنجا بودم و شاهد کشتار بودم. آنها تیر هوایی هم شلیک نمیکردند. مستقیم رو به مردم شلیک میکردند. یکی پایش تیر میخورد، یکی شکمش، یکی کتفش، یکی دستش. اما تکتیراندازهای بالای ساختمان هدفگیری میکردند و دقیق به سر میزدند. بر اساس برآورد من و چند نفر از دوستانم که آنجا شاهد کشتار بودیم، همانجا دستکم ۱۰۰ نفر از مردم را کشتند.»