ایران ۲۴: ۱۷مرداد ۱۴۰۵
تقریباً روزی نیست که وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خبری از کشف فلزیاب، دستگیری حفاران غیرمجاز یا ضبط اشیای تاریخی منتشر نکند.
گاهی حتی در یک روز، دو خبر از برخورد با حفاران روی خروجی پورتال این وزارتخانه قرار میگیرد اما تکرار این اخبار، بیش از آنکه نشانه مثبتی تلقی شود، این سوال را مطرح می کند که اگر مقابله با حفاریهای غیرمجاز تا این اندازه جدی است، چرا این پدیده نه تنها متوقف نشده، بلکه همچنان در سراسر کشور ادامه دارد؟
واقعیت این است که حفاریهای غیرمجاز امروز دیگر تنها یک تخلف پراکنده نیست بلکه به پدیده ای سازمان یافته تبدیل شده که هر روز بخشی از حافظه تاریخی ایران را غارت میکند.
از تپههای باستانی گرفته تا محوطه های ثبت ملی و حتی عرصه برخی آثار شاخص؛ تقریباً هیچ نقطه ای از کشور از گزند حفاران در امان نمانده و این در حالی است که مسئولان وزارت میراث فرهنگی طی سالهای گذشته بارها از تقویت یگان حفاظت، تشدید گشت ها، افزایش برخوردهای قضایی و برنامه ریزی برای مقابله با قاچاق آثار تاریخی صحبت کرده اند، با این حال نگاهی به اخبار رسمی همین وزارتخانه نشان میدهد تقریباً هر روز باید با خبر جدیدی از کشف فلزیاب، دستگیری حفار یا کشف اشیای تاریخی مواجه شویم.
در واقع اگر قرار بود انتشار این اخبار نشانه موفقیت باشد، امروز باید آمار حفاریهای غیرمجاز کاهش پیدا میکرد؛ نه اینکه برخورد با حفاران پایه ثابت اخبار روزانه وزارت میراث فرهنگی باشد.
تاراج تاریخ بیخ گوش مسئولان
نمونه تازه این وضعیت را می توان در جیرفت دید؛ منطقه ای که نامش با یکی از تلخ ترین پرونده های غارت میراث فرهنگی ایران گره خورده است.
دو دهه پس از تاراج گسترده آثار تمدن جیرفت، چندی پیش برای بار دیگر تصاویر گودالهای عمیق، حفاری های شبانه و تخریب لایه های باستانی منتشر شد؛ لایههایی که شاید هر متر از آنها میتوانست بخشی از تاریخ ناشناخته ایران را آشکار کند.
پس از رسانهای شدن ماجرا، فرمانداری جیرفت از شناسایی محل ها و پر کردن گودالها خبر داد اما پرسش اصلی همچنان باقی است؛ چرا حفاران توانسته اند پیش از ورود دستگاههای مسئول، محوطه را تخریب کنند؟ بر اساس گزارش های محلی، بسیاری از حفاران غیرمجاز به صورت گروهی و حتی مسلح فعالیت میکنند.
سکوت ۴ ساله در کمیته مبارزه با قاچاق میراث فرهنگی
۱۱ مرداد ۱۴۰۱، فرمانده وقت یگان حفاظت میراث فرهنگی از تشکیل کمیته مبارزه با قاچاق آثار تاریخی برای نخستین بار در وزارت میراث فرهنگی خبر داد؛ کمیته ای که قرار بود با هماهنگی دستگاه های مختلف، زنجیره قاچاق آثار تاریخی را هدف قرار دهد اما حالا چهار سال از آن وعده گذشته و هنوز مشخص نیست این کمیته چند جلسه برگزار کرده، چه برنامهای تصویب کرده و اساساً خروجی آن چه بوده است. چرا تاکنون هیچ گزارشی از عملکرد این کمیته منتشر نشده و آماری از برخوردهای قضایی وجود ندارد؟
بازاری که همه میبینند!
اما سؤال مهمتر جای دیگری است، حفاران از کجا تجهیزات خود را تهیه میکنند؟ گردش مالی بازار فلزیابها چقدر است؟ چه تعداد دستگاه هر سال وارد کشور یا معامله میشود؟ این ها همگی سوالاتی است که هیچ پاسخی برای آن ها وجود ندارد اما با این حال، برای مشاهده این بازار حتی نیازی به تحقیقات میدانی نیست.
کافی است در اینستاگرام عبارتهایی مانند «فلزیاب»، «گنجیاب»، «حفاری»، «دفینه» یا «اشیای تاریخی» را جستجو کنید. نتیجه، دهها و شاید صدها صفحه است که به صورت آشکار انواع دستگاههای فلزیاب را تبلیغ میکنند، فیلم حفاری منتشر میکنند، آموزش استفاده از تجهیزات میدهند، برای فروش یا اجاره دستگاه شماره تماس میگذارند و مخاطب جذب میکنند.
برخی از این صفحات هزاران دنبالکننده دارند و سال هاست بدون پنهان کاری به فعالیت خود ادامه میدهند،حتی صفحاتی با نام هایی شناخته شده مانند «پوآرو» هم به انتشار مستمر محتوای مرتبط با گنج یابی و جذب مخاطب ادامه میدهند و به راحتی در دسترس کاربران قرار دارند.
بنابراین تا زمانی که بازار فروش تجهیزات، تبلیغات آزادانه در فضای مجازی، آموزش حفاری، شبکه های خرید و فروش اشیای تاریخی و واسطه های این بازار فعال باشند، دستگیری چند حفار نمی تواند پایان ماجرا باشد. واقعیت این است که حفاری غیرمجاز صرفاً کندن یک گودال نیست؛ بلکه نابودی اطلاعاتی است که هزاران سال در دل خاک حفظ شدهاند.
چند سوال از مسئولان میراث فرهنگی کشور
وزارت میراث فرهنگی اکنون باید به چند پرسش اساسی پاسخ دهد، اینکه کمیته مبارزه با قاچاق آثار تاریخی در چهار سال گذشته چند جلسه برگزار کرده و خروجی آن چه بوده است؟ چرا آمار شفافی از عملکرد این کمیته منتشر نمیشود؟ چرا صفحاتی که به صورت آشکار تجهیزات حفاری را تبلیغ میکنند، همچنان بدون محدودیت فعالیت دارند؟
شاید وقت آن رسیده باشد که به جای انتشار روزانه اخبار کشف فلزیاب و دستگیری حفاران، گزارشی از نتایج سیاستهایی منتشر شود که قرار بود این اخبار را به حداقل برساند، نه اینکه به بخشی ثابت از خروجی روزانه وزارت میراث فرهنگی تبدیل شود.