گره کرواتم را محکم میکنم و میگویم دست از این بچهبازیها بردار چند بار بگویم من را وارد این خالهبازیها و مهمانبازیهاتان نکنید. میگوید یک شب که هزار شب نمیشود. هزار شب است که دارد همین را میگوید.

چند روزی بود که در حال گشت زدن در اینترنت برای پیدا کردن اطلاعات در مورد بیماری ام اس هستم. در تصاویری که بالا آمده تصویری را میبینم که خیلی واضح و مرحله به مرحله شیوه گره زدن طناب دار را آموزش میدهد. سرم را بر میگردانم و پشت سرم را نگاه میکنم چهارپایهای وسط اتاق میبینم که بالای آن طنابی از حلقهی وسط سقف آویزان شده است. پای راستم را روی چهارپایه میگذارم و بالا میروم. بطور کامل روی چهارپایه قرار میگیرم سرم به طناب میخورد طناب تاب میخورد، آن را میگیرم. به شکل گرههای آن نگاه میکنم به مراحل بسته شدنش، دقیقِ دقیق است قدری هم شل بسته شده تا سریعتر تنگ و سفت شود. بعد آن را از حلقه جدا میکنم. پایین میآیم طناب را در کشوی کمد میگذارم و چهارپایه را به گوشهی اتاق میبرم و از اتاق خارج میشوم.





