اخیراً کتابی با عنوان ‘صد سال گرافیک در تهران، تاریخ گرافیک همراه با شناخت نامه صد طراح گرافیک در تهران’ نوشته ی معراج قنبری در انتشارات علمی و فرهنگی به چاپ رسیده است. از آنجا که من این کتاب را مطالعه نکرده ام و از محتوای آن آگاه نیستم، پرواضح است که این نوشتار به نقد کتاب از منظر تخصصی طراحی گرافیک نخواهد پرداخت، برعکس نقد و پرسش گری است پیرامون فضای حاکم بر این بخش از جامعه ی هنرهای تجسمی که در بسیاری مواقع داعیه دار اشاعه فرهنگ و هنر و هدایت عوام به مسیر درست اندیشی بوده است.
هنرامروز: حدود سه ماه قبل باربد گلشیری بین آیدین آغداشلو و جنبش اجتماعیِ زنانِ به خروش آمده از تعرض جنسی مردان اعلام کرد که از جنبش اجتماعی زنان حمایت خواهد کرد و طرح جلد کتاب شازده احتجاب با نقاشی آیدین آغداشلو که سالها بر کتاب پدرش نقش بسته بود را حذف خواهد کرد. بی شک پیش از این زمان هم صداهایی افشاگرانه در مورد این فرد به گوش می رسیدند اما نه چنین منسجم و در قالب یک حرکت اجتماعی فراگیر. به واقع آنچه باربد گلشیری را این چنین مصمم کرد تا از میراث پدرش دفاع کند کارکرد همین صداهای متحد خروشان برای بازاندیشی و تغییر مناسبت های اجتماعی بود.








